تبليغاتX
برای گفتم نه به جمهوری اسلامی ایران روی تصویر کلیک کنید من یک شـــورشی نیســـتم

 

مکتب اسلامی به    ما می آموزد

بندگی
کنیزی
سنگدلی و بیگذشتی
قتل
قارت و چاپیدن
انتقام
نابرابری زن و مرد
نیرگ و دغلکاری
دروغ گویی (تقیه)
نابرابری دینی و نژادی
غم و ناله
گریستن
و روضه خواني

یاوه گویی
 

دست و پا بریدن
سر بریدن
چشم درآوردن
سنگسار
روسپیگری اسلامی (صیغه)
تازی پرستی و بیگانه
پرستی
واپسگرایی
نزدیکی با دختران خردسال
قوانین نزدیکی با عمه و خاله
قوانین نزدیکی با حیوانات
کتک زدن زنان
استخاره کردن
سينه زني؛ قمه زني
زيارت رفتن؛ نذر کردن؛ سفره انداختن
خرافه پرستی

مکتب ایرانیسم به ما  می آموزد

آزادگی
آزادی
از خود گذشتگی
احترام
امانت
انضباط
برابری و یکسانی
بزرگی
پارسایی
پاکی
خداپرستی
خویشتنداری
دادگستری
درستی
دوستی
راستی
سخاوت و گشاده دستی
شرافت
فروتنی
مردمسالاری
مهربانی
مهر و عشق
میهن پرستی
نیکوکاری
وفاداری
همبستگی
یاری
یگانگی

+ نوشته شده توسط farshad yazdi mehrizy در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 13:43 |

نخستین آگاهینامه دادرسی جهانیان بدست شاهنشاه کوروش بزرگ

 

(در سده یکم مادی)،

 

بنیانگذاردومین خاندان شاهنشاهی ایران،

 

امپراتوری ِ هخامنشی.

 

اين آیین نامه آزادی و نيک انديشي،

 

بهترین گواهی اندیشه و مکتب ایرانیسم میباشد.

مشهورترين بخش منشور كورش هخامنشي

منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه‌ي جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه‌ي كورش، شاه بزرگ ... نبيره‌ي چيش پيش، شاه بزرگ... .
آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه‌ي مردم گام‌هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم، مردوك خداي بزرگ دل‌هاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم.
ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.
وضع داخلي بابل و جايگاه‌هاي مقدسش قلب مرا تكان داد... من براي صلح كوشيدم. من برده‌برداري را برانداختم، به بدبختي‌هاي آنان پايان بخشيدم.
فرمان دادم كه همه‌ي مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند.
مردوك خداي بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهرباني‌اش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم...
من همه‌ي شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه‌ها را به جاهاي خود بازگرداندم.
همه‌ي مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاه‌هاي خود برگرداندم و خانه‌هاي ويران آنان را آباد كردم.
همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودي مردوك خداي بزرگ و به شادي و خرمي به نيايشگاه‌هاي خودشان بازگراندم، باشد كه دل‌ها شاد گردد.
بشود كه خداياني كه آنان را به جايگاه‌هاي مقدس نخستين‌شان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم زندگاني بلند خواستار باشند...
من براي همه‌ي مردم جامعه‌اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم.

+ نوشته شده توسط farshad yazdi mehrizy در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 و ساعت 1:18 |